تبليغاتX

تا اطلاع ثانوي عاشقي تعطيل شده

تا اطلاع ثانوي عاشقي تعطيل شده
ای خدا دلگیرم ولی احساس غم نمی کنم چون با تو ام پیش کسی سرم رو خم نمی کنم

 آپلود عکس



سلام به همه ي دوستان اين عكس پدر بزرگ عزيزم هست كه چند ماهي هست از پيشمون خداحافظي كرده

بهترين بابا بزرگ دنيا بود

توي سن 122 سالگي فوت شد با اين سن تا لحظه ي رفتنش روي پاي خودش بود و اصلا موقع

رفتن مريض نشد

براي شادي روحش يه فاتحه بفرستيد ممنون ميشم

دوستار همه ي شما محمد

 آپلود عکس



نوشته شده در تاريخ جمعه 1388/08/15 توسط محمد عکاشه

اي خدا


روح و جسمم پر درد اي خدا

غم تو سينه ام لونه كرده اي خدا

دل من چقدر شكسته اي خدا

در خونه ات رو ،روي من ، چرا بستي اي خدا

خدا جون اين دل خسته ام رو ببين

خدا جون قلب شكسته ام رو ببين

از خودم

باز هم از تو می نویسم

واژه به واژه

باز هم برایت می خوانم

عاشقانه

ای عشق جاودانه ام

چشمان تو به من عشق را آموختند

ای بی همتای قلبم

نمی تواند کسی بگیرد جایت را در قلبم

افسوس ...

شکست تصویر من در چشمهای نازت

عشق من مرد در کنج قلبت

هرگز نخواندی شعرهایی که نوشتم برایت

جدا شدی از من بی تو شکستم من

رفتی و ببین چه تنها شدم من !

چیزی نمانده برایم جز خاطرات تو

این قلب شکسته که می تپد برای تو

حالا ...

می نویسم که بگویم به تو

تا ابد می مانم به پای تو

می رسد اون روز که جسم من می میرد

اما روحم همیشه با تو می ماند

عاشقانه به سویت پرواز می کند

شعرهایم را برایت زمزمه میکند

امشب که نامه برایت می نویسم ، اشکم بر روی کاغذ می چکد

آیا دگر دستم به دست نازنینت می رسد ؟

نمی دانم قصه ی دراز عشق را از کجا و با کدامین کلام آغاز کنم ،

چرا که هزاران صفحه سفید مانده و هزاران لب ،مهر سکوت خورده ...

نور عشق هرگز با هیچ چیز در هیچ زمانی توصیف نشده

چون در خون است نه در جوهر و قلم عشق .

در اعماق قلب می گذرد نه در میان سخن و اینان است

که امشب من در نوشتن خاموش مانده ام

و نمی توانم چیزی که در رگهای وجودم جاری و در نهان قلبم می گذرد

به کاغذ بیاورم اینک نامه ی من اعتراض نامه ای به عشق است

به عشق تو که یادت همیشه در این غربت درد آلود بهترین درمانها بوده

من توام و تو من و تنها خورشید امید عشق ، بیا تا آنرا با هم بیشتر بشناسیم ...!

راستش خوشا به حال پرستوها و کبوترها که فقط مرگ آن ها را از هم جدا می کند

به حقیقت که تمامی آدم ها در عشق باخته اند ..





از نگاه همیشه منتظرم...از چشمان بارانیم....ازبوسه های نشکفته ام

...بنو یسم برایت از ترسم... ترس از بی تو ماندن وبی تو رفتن...

بی تو گفتن وبی تو خواندن....بنویسم برایت از نغمه های شبانه

غم در گنج عزلت تنهایی ام....

بنویسم برایت از معنای زندگی از اینکه من زندگی را در کنار تو بودن معنا می کنم...

زندگی را برای تو سرودن معنا می کنم...

من زندگی را در خروش چشمان نیلگونت معنا می کنم...

من زندگی را در آغوش تو بودن معنا می کنم...

معنای زندگی معنای بوسه های آتشین عشق است...

زندگی یعنی عشق

نه اينكه وسط راه خداحافظي كردن

يادمون باشه

يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم

چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره .

يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده

سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم .

يادمون باشه هيچوقت کسي

رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم

چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه

اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام

ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم


http://xs344.xs.to/xs344/09442/20091025593-002108.jpg




نوشته شده در تاريخ شنبه 1388/08/09 توسط محمد عکاشه

فقط به خاطر تو

دوستارت محمد

http://xs344.xs.to/xs344/09442/20091025593-002108.jpg



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1388/08/05 توسط محمد عکاشه

با سلام به تمامي دوستان عزيزم

اميدوارم شاد باشيد و پيروز

حالا من گفتم مي خوام برم

اما نگفتم ديگه وبم نيايد

نگفتم نظر نديد

هر چي فكر كردم ديدم رفتن فايده نداره و تصميم گرفتم بازم اپ كنم واين دفعه يه آپ طولاني براتون گذاشتم

اميدوارم خوشتون بياد اما اينم بگم تا چند ماهي نيستم پس تا وقتي برگردم اين وبم تعطيله

اما ميام نظرها رو بخونم

پس نظر يادتون نره

راستي روي تبليغات توي وبمم كليك كنيد يادتون نره ها

تا بعد بدرود

مدير وبلاگ محمد

*****


( زهر حسرت )

سينه مي سوزاني اي دل چو مي آغازي سخن

بس كن اين ناله ها را از چه مي خواهي رنج من

جرم و تقصير از تو بود ازيار ديرين بد نگو

هر چه كرد آن يار سيرين با تو ناز شصت او

هرزگي كردي سزاي هرزگي رسوايي است

حاصل رنگ و ريا در عاشقي تنهايي است

از بهشت وصل جانان دوزخ غم ساختي

سينه ي رنجور من در التهاب انداختي

در كفت بود آن چه عمري آرزو مي داشتي

پرنيان بنهادي و بار كتان برداشتي

اي دل ديوانه بشنو اين مرام زندگي است

او كه گريان كرد چشمي را نصيبش خنده نيست

وصف گل رويان شنيدي پا ز سر نشناختي

عيش نا اهلان گزيدي تا گل خود باختي

در پس و پيشت گل خوش عطر و بو بسيار بود

آن گلي كز جور تو پژمرده مي شد يار بود

همچو شاهين بر سه تيغ قله ها پر مي زدي

مسخ موشي گشتي و از قله پايين آمدي

با همه خوردي زتو آرامش و شادي ربود

آن كه پايين ات كشيد از قله ها نفس تو بود

در خم بيراه از خود پشت پا خوردي دريغ

رفت عمري و نديدي از كجا خوردي دريغ

هر نگاهي محرم ديدار روي يار نيست

هر دلي در عاشقي خوش دست و شيرين كار نيست

ياد باد آن روزگار اي دل كه ياري داشتي

در ميان باده نوشان اعتباري داشتي

از گذرها مي گذشتي خيره سر هنگام جو

روز و شب با يار دل مينشستي روبرو

حاليا ؛ حاليا بي هاي و هويي آن سر افرازي چه شد

يار را بازي گرفتي آخر بازي چه شد

اين زمان ديگر با سر تو با گريبان آشناست

هر دلي ارزان فروشد يار ؛ او را اين سزاست

اعتبار هر دلي در خوبي دلدار اوست

آبروي هر كسي در آبروي يار اوست

گفته بودم با تو رسم عاشقي اينگونه نيست

پيش يار از ديگري افسانه گفتن خيرگي است

گفته بودم با تو اي دل ديوانه بس كن سر كشي

بس نكردي سر كشي اكنون اسير آتشي

شب سحر شد ؛ شب سحر شد بامداد آمد تو مي نالي هنوز

نوش جانت زهر حسرت اي دل رسوا بسوز

*****

دل من ديگه خطا نكن

با غريبه ها وفا نكن

زندگي رو باختي دل من

مردم و شناختي دل من

تا به كي سرا پا حقيقتي

تا به كي خراب محبتي

همنشين اين و اون ميشي

خسته و پريش و خون ميشي

دشت بخت تو كوير ميشه

مرغ آرزوت اسير ميشه

رو به روت سراب

پشت سر خراب

ساكت و صبوري دل من

مثل بوفه كوري دل من

زندگي رو باختي دل من


*****

اينم يه عكس از خودمو داداش بهروز عزيزم كه خيلي دوستش دارم


http://xs143.xs.to/xs143/09366/20090821318-001582.jpg


http://xs943.xs.to/xs943/09366/20090821293-001567.jpg
http://xs843.xs.to/xs843/09366/20090821284-004212.jpg
http://xs943.xs.to/xs943/09366/20090821278-002765.jpg

اينم يه عكس ديگه از كوچيكي هاي خودم
فكر كنم سه يا چهار ساله بودم
البته يه خورده بي كيفيته چون با گوشيم از روي عكس 3*4 گرفته ام
 با گوشي ان 95 8گيگ
عكسهاي بالا هم همين طور
عكس زير هم به خاطر بزرگنمايي يه خورده بي كيفيت شده
نظر يادتون نره
http://xs343.xs.to/xs343/09374/20090907371-002835.jpg

اينم عكس داداش بزرگم شهاب كه خيلي دوسشون دارم
هم بهروز و هم شهاب
اميدوارم هميشه موفق باشن توي تموم مراحل زندگيشون
اينم باز دوباره مثه عكس بالا گرفتم
در اولين فرصت يه عكس بهتر از داداش گلم مي ذارم

http://xs343.xs.to/xs343/09374/20090907397-001562.jpg


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1388/06/12 توسط محمد عکاشه

سلام به تمامی دوستان عزیزم

از همه ی شما توی این مدت که به وبم امدید ممنونم و تشکر می کنم

شاید این آپ اخرم باشه که توی وبم قرار میدم

شاید دیگه نباشم

شاید دیگه نتونم بنویسم

برام دعا کنید

موفق و پیروز باشید

بدرود

http://xs142.xs.to/xs142/09341/20090813213-001822.jpg

http://xs942.xs.to/xs942/09326/20090801161-002416.jpg

قلب بيقرارم باز هم دلتنگ توست

چشمانم در حسرت ديدار چشمانت تا سحر اشك مي بارد

دل بي تابم تمام هوش و حواس خود را براي تو باخته است

تويي كه در تمام زندگي ام حضور داري

تويي كه لحظه به لحظه در روياهايم با دلت زندگي مي كنم

تويي كه ديگر فرمانرواي دل عاشقم شدي

تو را دوست دارم بيشتر از جانم بيشتر از زندگي ام

تو را مي خواهم و قسم به عشق پاكت تا آخرين لحظه نگاهت خواهم كرد

نمي دانم چگونه عشقم را به تو ، بر زبان بياورم

تويي كه تمام زندگي و هستي من شدي

تويي كه با نگاه پاك و زيبايت ، دل و قلبم را عاشقانه ربودي

تقدیم به بهترین همدم و هم نفسم توی این مدت

امیدوارم خوشش بیاد

اون عکس بالا هم اخرین عکسی بود که گرفتم

تقدیمش می کنم به کسی که تنها امیدم به زندگی شده



راستي توي اين دو تا عكس خودمم حالا فهميدم كه با يه ژست ايستادم عكس گرفتم

اما يه خورده فرق مي كنه

يكيش يعني اولي رو اصفهان خودمونه ولي دوميش

توي استان شهركرد هست كه واقعا جاي ديدني زياد داره

راستي فكر نكنيد برگشتمه ها

نه هنوز توي ابهامم

كه برگردم يا نه

تاريخ26/5/88




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1388/05/18 توسط محمد عکاشه

سلام به همه ی دوستان

با اینکه روز پدر تموم شد اما برای من همیشه روز پدر و مادر هست اخه

هر کاری کنیم براشون نمی تونیم جبران کوچکترین زحماتشونم بدی

اونا خیلی بزرگوار هستن

با این حال

روز پدر رو به تموم پدرای دنیا

مخصوصا پدر خودم

تبریک میگم

خیلی دوسش دارم

---------------------------------

 

در اتاقي خالي
     ساعت هم  مي خوابد 
    كاغذ از تيزي قلم  روي تنش مي نالد
    و تنها باد  حين گذر از پرده  او را مي خواند
    اتاق امشب چه بي رنگ است!
    محبت  پس انداز دارد؟
    شايد از خشكي رفتارهاست
    يا كه از نا ديدن هاست
    در اتاق خالي
   من هم مي خوابم
   تا كه در خواب ببينم فردا
   چه كسي سيلي جامعه را خواهد خورد؟
   چه كسي اميد زندگي  را خواهد برد؟
   پريسا اگر خواب ديد ،خواب خوب  را مي بيند
   پس تو هم خوب باش   خوب ببين

باز هم مي شود خوب بود،خوب ديد

 

اینم یه عکس از خودم

که همین چند روز گرفتم

http://www.piqlet.com/up/temp/dsc01873.jpg

http://www.piqlet.com/up/temp/dsc018611.jpg



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1388/04/16 توسط محمد عکاشه

 

سلام دوستان عزیزم

این دفعه این اپم خیلی متفاوته

و البته مربوط میشه به حدود یک سال پیش شاید

هم بیشتر

اما بازم بعد از گذشت این همه حرفام تکرا شدن

زندیگم در تموم این نوشته ها بیان شده

----------------------------------------------------------

 

داشتم میرفتم تا با همه چیز خداحافظی کنم

داشتم میرفتم تا از این دنیا با تمام نیرنگها .بدیها وپستی هایش فرار کنم.

گمان نمیکردم چشمی در جست وجوی من باشد.

در راهی بودم که از انتهایش خبر نداشتم  وهر چه بیشتر پیش میرفتم

.بیشتر رنج میبردم.از همه چیز دل بریده بودم

.در انتظار مردن لحظه ها را سپری میکردم.

دیگر حتی افتادن برگ درختان هم مرا ناراحت نمیکرد.

دلم از سنگ شده بود وجودم سرد سرد.

تنها برای خاک زنده بودم

.من در نظر درختان گلها وزلالی چشمه ها مرده بودم

.من با زندگی لج کرده بودم وزندگی هم به عکس العملهای من میخندید

. حاضر نبودم که ببینم در زندگی شکست خوردم

.تمام اشکها وحرفهایم را پشت غرورم پنهان کرده بودم.

نمی خواستم کسی برایم گریه کند.

من تصور می کردم راهی برای بازگشت وجود ندارد.

از سراسر وجودم غرور می جوشید که از بازگشتم خودداری میکرد.

تا اینکه سحر بوی گلهای کنار جاده نظرم را جلب کرد

.باد موسیقی زندگی را می نواخت ومن با گلها میرقصیدم

 .دیگر وازه زندگی برایم زیبا بود.

زنده بودم تا زندگی کنم.

افسوس که یک برگ پاییزی همه چیز را دو باره از من گرفت

و باز در این دنیا تنهای تنها شدم.

دلم می خواست فریاد بکشم وانتقام بگیرم.

اما بر لبهای من ترانه سکوت جاری بود.

از پشت پرچین سکوت به زندگی نگاه میکردم

دلم می خواست برگردم ولی داغ گلهای کنار جاده در دلم تازه می شد.

مجبور شدم در این راه بی پایان جلوتربروم...

 

 DSC01720.859.JPG, hosted by TheImageHosting.com

http://www.piqlet.com/up/temp/dsc01725.jpg



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1388/03/28 توسط محمد عکاشه

سلام روز مادر رو به تموم مادرهاي دنيا و ايران زمين تبريك ميگم

مخصوصا به مادر عزيز خودم

كه خيلي دوسش دارم

و نوكرشم هستم تا اخر عمر

در ضمن ميلاد با سعادت حضرت زهرا (س)

رو بر همه ي مسلملنان و شيعيان جهان تبريك و تهنيت عرض مي نمايم

شاد باشيد و پيروز



اين عكسها رو هم ديروز كه تفريح بودم گرفتم

اميدوارم خوشتون بياد







نوشته شده در تاريخ شنبه 1388/03/23 توسط محمد عکاشه

(دل نوشته هاي خودم با خداي خودم )

 

اي خدا ديگه دارم خسته ميشم

تحمل شكست رو ديگه ندارم

چرا همش من بايد شكست بخورم

مگه چه كار كردم ،كجاي كارم اشتباه بوده

مگه چه گناهي كردم كه تاوانشو بايد اينجوري پس بدم

همش تا ميام خودمو پيدا مي كنم

اتفاقي مي افته كه واقعا كم ميارم

خدا جونم بد جوري كم آوردم

ككمكم كن

دارم ديوونه ميشم

آخه يه آدم چه قدر بايد شكست بخوره

اونم من آيا اينه حق من

چند بار ديگه دلمو مي خواي بشكني

آخه تا كي

خدا جونم مگه نمي گن كه

گر ز حكمت ببندي دري ز رحمت گشايي در ديگري

پس كو اين رحمتت رو كي مي خواي نشون من بدي

ديگه چشام اشكي براي ريختن ندارن

ديگه دلم طاقت شكست  رو نداره

طاقت اين همه سختي  و تنهايي

اين دفعه كجاي كارم اشتباه كردم

واي دارم ديوونه ميشم

كمكم كن توي دنيا فقط تو رو دارم خدا جونم

 

http://xs540.xs.to/xs540/09242/dsc01600420.jpg 

 ======================

واسه رسيدن به تو ديگه چه كار كنم

آخه چقدر خودمو جلوي تو خار كنم

آخه چند بار ديگه مي خواي دلمو بشكني

 توي خوابم ميبينم كه تو ماله مني

طفلي دلم چه قدر نشست پاي تو گريه كرد

آخر چي شد نصيبش تنها يه نگاه سرد

نذار تنها بمونم هميشه با گريه هام

تو رو خدا بيا و يه كاري كن برام

دل ديوونه ي منو كسي نمي تونه ببينه كه شده در به درو

دل ديوونه ي منو كسي نمي تونه ببينه كه زد به سيم آخرو

به خدا عشقي نمونده ، دلم انگاري غروبه

همه زندگيم خزونه

دل ديوونه ي منو كسي نمي تونه ببينه كه شده در به درو

دل ديوونه ي منو كسي نمي تونه ببينه كه زد به سيم آخرو

از تو گذشتم چون نمي تونم ببينم اشكتو

از تو گذشتم چون نمي تونم بمونم پيش تو

از تو گذشتم چون نمي خواستم باشم مديون تو

از تو گذشتم چون نمي تونم بمونم پاي تو

 

اینم یکی از شعرایی که امید نوری خونده تموم حرفای دل منو زده

 

این هم عکسی از خودمو پدر مهربونم

که خیلی دوسش دارم

نوکره خودشو مامانم هستم

مامان و بابام رو اندازه خدا دوست دارم و از خدا می خوام همیشه سالم و شاد باشن

http://xs940.xs.to/xs940/09243/20080801009__1_130.jpg



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1388/03/19 توسط محمد عکاشه

خدا جونم

خسته شدم از اين همه حرف و حديث

از اين همه حرف و سخن تو زندگي

از اين زمونه خسته ام

شكسته ام ، دل بسته ام، اما هنوز نشسته ام

تو اين دنياي دل فريب

تموم آدماش غريب

همش مي دن هم رو فريب

دروغ ميگن به هم ديگه

چرا خدا اين جوريه

اول ميشن با هم شريك

بعدا ميشن دو تا غريب

خدا جونم كمك مي خوام

از درگاهت اميد مي خوام

(از خودم)

=======================

اين هم يكي از شعرايي كه پويا بياتي خونده كه خيلي دوسش دارم

======

چشم من بگو چي ديدي غصه خوردي

چي كوچيكه ، چند تا ناودون و شمردي

چشم من، تو پا به ماه چند تا بغضي

ديگه داد هر چي ابره در آوردي

مي دوني چند تا نمازتو شكوندي

چند تا ربناي نيمه كاره خوندي

شونه هاي آسمون تر شده بس كن

مي بيني خدا رو تا گريه كشوندي

تو مي گي خيابونا شكنجه گاهن

آيينه هاي دل شكسته رو سياهن

كاش باورت بشه ابرك نسيم

هنوزم چند تا ستاره بي گناهم

هنوزم يكي نشسته روي ابرا

نگران كفتراي يا كريمه

ديگه وقت خنده هاي بي بهونه است

چشماي من گريه نكن خدا كريمه



نوشته شده در تاريخ شنبه 1388/03/16 توسط محمد عکاشه

وقتي كه...

 

وقتي كه با تو عهدي بستم

روي اون عهدم كه هستم

وقتي دل به تو بستم

براي  هميشه مستم

وقتي كه با تو مي خندم

در روي گريه ها می بندم

وقتي كه كنارت هستم

عاشق و دلداده ات هستم

عاشق و مست نگاتم

هر چي كه هست فداتم

فداي ناز چشاتم

به خدا خاك زير پاتم

وقتي كه دل به توبستم

با خودم عهدي رو بستم

اين كه من باهات بمونم

تا هميشه اي عشق پاكم

(از خودم)

******

دلمو شكستي

 

وقتي تو رو شناختم

 معني عشق و شناختم

تا حالا من توي دنيا

عشق پاكي چون تو نداشتم

اما تو تنهام گذاشتي

روي قلبم پا گذاشتي

 با تموم بي وفايي

دل به دل كسي ديگه بستي

تو با اون عهدي كه بستي

 آخرش دلمو شكستي

(از خودم)

 

http://i39.tinypic.com/ilm68g.jpg



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1388/02/27 توسط محمد عکاشه

كاش ميشد...

كاش ميشد چشماي خيسم رو مي ديدي

توي اون چهره ي گريون ، غم هجرون مي ديدي

كاش يه  روزي برسه تا تو چشام نگاه كني

معني دوست داشتن و تو چشام درك بكني

كاش ميشد روي زمين مي ديدمت

مثه يه پرنده شكسته دل مي ديدمت

(از خودم)

******

رهايي

از وقتي كه تنها شدم

از غصه ها رها شدم

شيطون و بازيگوش شدم

شاد و ترانه خون شدم

منم مي خوام از اين به بعد

تنهايي رو ياد بگيرم

مثه گنجشگ كه مي خواد

پريدن و ياد بگيره

بذار يه چيزي رو بگم

عاشقي عشق و هوسه

دل دادن به آدما

يه جور هوا و هوسه

وقتي دلت رو ميشكنن خوشحال ميشن

و وقتي دل رو ندي به دستشون ، از زندگي بيزار ميشن

(از خودم)

******

فقط خودم

تنهاي تنها با خودم

روزهامو هي مي گذرونم

بدون هيچ دغدغه اي

به زندگيم فكر مي كنم

به آرزوهاي قشنگ

به روزاي رنگارنگ

به آسمون آفتابي

به اون شباي مهتابي

(از خودم)



نوشته شده در تاريخ شنبه 1388/02/26 توسط محمد عکاشه
ديروقتيست كه ياد آن روزها مي كنم
شبهايم را همواره با كابوسها سر ميكنم


آرزويم آرزوي ديدن است
ديدن عشق و صفاي عالم است


از خودم

اگه خاكم اگه سنگم اگه دل تنگم
با خودم با تو و اين فاصله مي جنگم
اگه كابوس اگه رويا اگه بيدارم
تو رو تنها تورو تنها تو رو مي بارم
اگه رودم با تو بودم به تو دل بستم
من از اين من- من از اين تو -از همه خسته ام
اگه بغضم اگه گريه اگه مي بارم
كي ميدونه سر روي دوش كي ميذارم
تب سردو تب دردو من شبگردو
كي مي دونه كي مفهمه حال اين مردو
گل و پر پر كن عزيزم چشامو تر كن
منو باور كن عزيزم منو باور كن
آي خداي نفساي من سر گردون
به همون روز تولد منو برگردون

اين شعر رو پويا بياتي خونده كه خيلي دوسش دارم و آهنگاش حرف ندارن
اميدوارم خوشتون بياد


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1388/02/23 توسط محمد عکاشه

در این راه طولانی

(كه ما بی خبریم و چون باد می گذرد)
بگذار خرده اختلاف هایمان با هم، باقی بماند.
خواهش می كنم!
مخواه كه مطلقا یكی شویم
مخواه كه هر چه تو دوست داری،
من همان را به همان شدت دوست داشته باشم
و هر چه من دوست دارم،
به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد
مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم،
یك ساز، یك كتاب، یك طعم، یك رنگ،
و یك گونه نگاه كردن را.
مخواه كه انتخاب هایمان یكی باشد
سلیقه هایمان و رویاهايمان یكی.
همسفر بودن و هم هدف بودن،
ابداً به معنای شبیه بودن و شبیه شدن نیست
و شبیه شدن، دال بر كمال نیست
بلكه دلیل توقف است.
زندگی را تفاوت نظرهای ما می سازد و پیش می برد
نه شباهت هایمان،
نه از میان رفتن و محو شدن یكی در دیگری،
نه تسلیم بودن، مطیع بودن،
نه امر بر شدن و دربست پذیرفتن.
در هر حال حتی دو نفر كه سخت و بیحساب عاشق هم اند،
وعشق، آنها را به وحدتی عاطفی رسانیده است،
واجب نیست كه هر دو، صدای كبك، درخت نارون،
آدم برفی، رنگ سرخ، بشقاب سفالی را دوست داشته باشند
و یا هردو از سهراب بگویند
اگر زاویۀ دیدمان نسبت به چیزی،
یكی نیست بگذار یكی نباشد.
بگذار فرق داشته باشیم.
بگذار، در عین وحدت، مستقل باشیم.
بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم.
بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید.
تو نباید سایۀ كمرنگ من باشی
من نباید سایۀ كمرنگ تو باشم
این سخنیست كه در باب"دوستی" نیز گفته اند.
بگذار صبورانه و مهرمندانه
در باب هر چیز كه مورد اختلاف ماست بحث كنیم،
اما نخواهیم كه بحث،
ما را به نقطۀ مطلقاً واحدی برساند.

بیا بحث كنیم!
بیا كلنجار برویم!
اما سرانجام، نخواهیم كه غلبه كنیم
و ديگری را مغلوب نمائيم!
و این غلبه منجر به آن شود
كه تو نیز چون من بیندیشی یا به عكس.
من و تو، حق داریم
در برابر هم قد علم كنیم
و بسیاری از نظرات و عقاید همدیگر را نپذیریم
بی آنكه قصد تحقیر هم را داشته باشیم.
بیا تصمیم بگیریم كه حركاتمان،
رفتارمان، حرف زدنمان،
و سلیقه هایمان كاملاً یكی نشود.
و فرصت بدهیم كه خرده اختلاف ها،
باقی بماند
و هرگز اختلاف نظر را وسیلۀ تهاجم قرار ندهیم
بیا متفاوت باشیم!
تفاوت! نه برای رنجاندن
و دامن زدن به اختلاف توام با تنفر،
بلكه در جهت "تكامل" يكديگر
كه يك تكامل فكری و عقلی،
همان تفاهم است
و سرآمد تمام خوشبختی هاست.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1388/02/22 توسط محمد عکاشه



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1388/02/07 توسط محمد عکاشه

 



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1388/02/06 توسط محمد عکاشه

 به

      کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي!

                          به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي!

                 به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت!

            به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر!

     به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت!

                                                     آهي کشيد و سخت گريست !!! 

 

گریانم ...آشنای دردهایم ....همسایه ی غم هایم .... بی هدف و تنهایم ....

                         سرد و تنها بی هدف و بی فردا

                                                                 در پی شادی ها

                                                                                               سرد و بی دریا

                         سال های سالست .... نیست در دل قطره ی آبی... تشنه ی تشنه ... بی رنگ

                                          مانده ... آهنگساز غم ها .... نیست عشقی زنده   

 

 

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1388/02/03 توسط محمد عکاشه

آدمك آخر دنياست بخند
آدمك مرگ همين جاست بخند


آن خــدايي كه بزرگش خوانـدي
به خدا مثل تو تنهاست بخنــــد


دستخطي كه تو را عاشق كرد
شوخي كاغذي ماست بخنــــد


فكـر كـن فكـر تو ارزشـمند اسـت
فكر كن گريه چه زيباست بخنــــد


صبح فردا به شبت نيست كه نيست
تازه انگار كه فرداست بخنــــد


راسـتي آن چـه بـه يـادت داديـم
پر زدن نيست كه درجاست بخنــــد


آدمك نغمه آغاز نخوان
به خدا آخر دنياست بخنــــد

 

http://xs138.xs.to/xs138/09172/dsc01272__1_122.jpg

http://xs538.xs.to/xs538/09172/dsc01215__1_267.jpg

عکس گرفته شده در فروردین ۸۸

 

سلام

از این به بعد این وبلاگ فقط برای تنهای های یه عاشق نوشته میشه

و برای دل خودم می نویسم

برای همیشه از ذهنم بیرونت کردم

یادت نره که دلی که شکستی دل یه مرد هست و بس

امیدوارم که خدا ببخشه تو رو

از خدا می خوام که اینقدر خوشبخت بشی که بفهمی چه قدر دوست داشتم

برای همیشه خدا نگهدار

ای عشق پوچ و تو خالی

از خدا می خوام که دیگه عاشقی رو جور دیگه یادم بده

یادت نره خدا بزرگه

اما این دنیا خیلی کوچیکه

وای اگه قدر این روزا رو ما ندونیم

وای اگه فردا بیاد که ما پشیمونی رو ببینیم

یادت نره دنیا دو روزه

تا ابد بای

 

منتظر اپهای بعدی من باشید

بای

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1388/02/01 توسط محمد عکاشه

كاش كه بهار زندگي هيچ موقعي خزون نداشت

يا كه خزون زندگي زمستوني در راه نداشت

كاش ميشد زندگي رو

با خوبي هاش نقاشي كرد

يا بدي هاشو پاك مي كرد

فقط به خوبي فكر مي كرد

كاش مي شد زندگي رو

امروز و فردا ندونيم

كاش كه ميشد ادما رو نقاشي كرد

يه عالمه چهره رو حكاكي مي كرد

هر كسي رو با هر چي داشت بيان مي كرد

يه عالمه عشق و اميد رو توي دل ما ادما جا سازي كرد

(از خودم)

------------------------------------

اميدوارم خوشتون بياد



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1387/12/13 توسط محمد عکاشه

موضوع اين دفعه عشق و دوست داشتن

 

خداحافظي كرده بودم اما نشد چون خيلي از دوستام مانع از خداحافظي من شدن

و منم فقط به احترام دوستي برگشتم و در ضمن خودمم نتونستم چون

 حرفامو نمي تونستم چه جوري

بيان كنم تا اروم بگيرم

موضوع اين دفعه عشق و دوست داشتنه اره عشق و دوست داشتن

دوكلمه كه در كنار هم بودن اونها رو كامل تر مي كنه البته هر كلمه

 خودش به تنهايي كامل هست و

خودشون به تنهايي اين قدر معنا و مفهوم دارند كه فقط كافي هست

كه اونها رو از ته قلب باور كني و

وقتي كلمه رو باور كردي خودش همه چيز رو بهت ثابت مي كنه

كاش ادما هم مثه كلمه ها بودن تا وقتي كه باورشون مي كردي

و بهشون مي گفتي اونا هم بهت ثابت مي كردن

اما افسوس كه اين جامعه جز غم و غصه ي دل عاشق چيزي بلد نيست

البته همه اين جوري نيستن و من هم به همين خاطر

 به همين تعداد اندك بسنده مي كنم و حرفامو ميزنم

حتما مي گيد چرا اين موضوع رو انتخاب كردم

چون توي اين روزا واقعا تنهام و عشقي رو كه با وجودم باورش كردم

و بهش عشق مي ورزيدم منو باورم

نكرد و الان تنهام گذاشته و ديگه نيم نگاهي هم حاضر نيست

 به اين عاشق تنها بيندازه

 

كاش مي شد عشقها رو نقاشي كرد و دوست داشتن رو طراحي كرد

 حتما مي گيد دو قلب در كنار هم

 كشيدن مفهوم اين حرف منه اما نه به كلي اشتباهه

چون عشق رو تا وقتي باهاش زندگي نكني نمي فهمي چي داري

 و با از دست دادنش مي فهمي تازه

چي داشتي كه قدرش رو نمي دونستي

البته اين عشق تنها عشق به هم ديگه و هم نوع نيست

 عشق رو ميشه توي همه چيز ديد مثلا

عشقي كه همه به خدا دارن عشقي ابديست و هيچ كسي نمي تونه

 منكر بشه و همه ي ادما يه جورايي عاشق خداشون هستن

چون به اين باور رسيدن كه ولقعا اين همه نعمت ها رو از لطف خداوند دارن

اره اين يه نمونه بود

و مثال بعدي اينه كه عشق به زندگي كردن هست

حالا خيلي ها دوست دارن كه تنها يي رو پيشه ي خود كنند

 و تنها زندگي كنند و بعضي ها هم دوست

دارند كه خودشون رو و زندگيشون رو يه جورايي بگذرونند و مهم نيست

 كه چه جوري مي خواد بگذره

 براشون چون زياد اهميت نداره اره اينجوريه و بعضي ها هم هستن

 كه تموم عمرشون رو با محبت و

مهربوني مي گذرونن و براي كسي كه دوسش دارن حاضرند

 همه كاري كنند تا عشقشون رو خوشبخت

 كنند

يكي از معناهاي عشق همين دوست داشتن هست كه اگه با هم باشند

بدونين كه هميشه پا بر جا هست تا ابد

اما واي به حال اون عشقي كه با دوست داشتن نباشه و فقط از روي عادت باشه

قطعا به بن بست مي رسه

 

خودم رو مثال مي زنم اره من عاشق عشقم هستم و دوست داشتنم ابدي

هست و ماندگار

اما اين عشق من بود كه هيچ وقت اينو باور نكرد و حالا تنهام گذاشته

مي دونم و باور دارم كه مي فهمه اشتباه كرده

البته خودم نمي تونم دوري اون رو تحمل كنم و قطعا حتي اگه بخوام غرورم

رو زير پا بذارم اين كار و مي كنم و دوباره عشقمو بر مي گردونم

البته اگه راه چاره اي نبود

وگرنه هر گز حاضربه اين كار نيستم مگر در مواقع نا اميدي كامل

----------------------------------

مي خواهم براي تو بنويسم

براي تو كه در اين روزهاي بي هم نفس تنهايم گذاشتي

نمي دانم چه بگويم چه بنويسم

مي خوام درد دلم رو بنويسم به زبان ساده ي ساده

مگر من هر چي مي پسنديدم همون هایی نبود كه توي مي پسنديدي

مگر من نگفته بودم تا اخرين نفس باهاتم

مگه نگفتي تو هم هستي

پس چي شد

يعني همش حرف امروز بود و فردايي در كار نبود

من هميشه هر چي گفتي قول دادم

مگر من از تو چه مي خواستم كه نتونستي

مگر جز دوست داشتن چيز ديگري مي خواستم

روز اول گفته بودي كه تنهات نذارم قول دادم اما حالا تو تنهام گذاشتي

------------------------------------------

دلم بد جور شكسته

هواي گريه داره

***

براي با تو بودن

چشام شده غرق خون

***

دلم مي خواد ببينمت دوباره

بهت بگم عاشقتم تا كه چشام بارونيه

***

براي اخرين بار چشماي نازت رو ببينم

دستاي گرمت رو توي دستام احساس بكنم

***

توي اين دنيا حقيرم

بي تو دارم ميميرم

***

دوباره باورم كن

بيا و عاشقم كن

***

بدون كه من دوست دارم هميشه

بي تو اين دل اروم نمي شه

شعر از خودم



نوشته شده در تاريخ جمعه 1387/12/09 توسط محمد عکاشه
درباره وبلاگ

سلام
من محمد از اصفهان هستم
و متولده ساله 1365 و در اصفهان به دنیا امده ام
و هم اکنون در حاله تحصیل در دانشگاه در رشته ی مدیریت مالی
هستم

خوب امیدوارم بهتون
خوش بگذره تا موقعی که در وبه من هستید


mohammad_136538@yahoo.com
bahar 20